تبليغاتX
کرشمه - موسیقی ایرانی
موسیقی ملی ایران
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

آهنگساز: موسيو لومر- فرانسوي (موسيقي دان نظامي)
شاعر: بيژن ترقي
اجراي جديد در مهر 84 – تالار وحدت
توسط اركستر ملل ايران
خواننده: سالار عقيلي

نام جاويد وطن
صبح اميد وطن
جلوه كن در آسمان
وطن اي هستي من
شور و سرمستي من
جلوه كن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
كه هم آواز تو منم
همه جان و تنم
وطنم وطنم وطنم
همه با يك نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ايران جوان

اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو لومر فرانسوي موسيقي دان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجار. اين سرود براي پيانو نوشته شده و يك بار به هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار و در حضور وي در پاريس اجرا گرديد و اجراي آن توسط اركستر ملل اولين اجراي رسمي و اركسترال آن است كه به پيشنهاد رهبر اركستر در دوره حاضر ترانه اي براي آن توسط بيژن ترقي سروده شد.به همراه خواننده در دهم و يازدهم مهرماه ۸۴ در تالار وحدت اجرا گرديد.

دانلود اولین سرود ملی ایران در زمان مظفرالدین شاه

نوشته شده توسط محمد در ساعت 0:34 قبل از ظهر | لینک  | 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

 

پیشتر در این وبلاگ با زندگی نامه ی استاد جلیل شهناز آشنا شده ایم . در این اثر به بررسی آثار استاد جلیل شهناز می پردازیم.

***

 

آثار استاد جلیل شهناز

از بداهه نوازی چهارمضراب

 

·    افتخار آفاق: استاد جلیل شهناز

·    نوید بهاری: استاد جلیل شهناز

·    زبان تار: استاد جلیل شهناز ، جهانگیر ملک

·    باغ نوا: استاد جلیل شهناز

·    چهارمضراب: استادان جلیل شهناز ، ناصر فرهنگ فر ، محمد اسماعیلی

·    عطرافشان: استادان جلیل شهناز ، ناصر فرهنگ فر

·    دفتر تار: استادان جلیل شهناز ، ناصر فرهنگ فر ،

·    پانزده قطعه برای تار و سه تار: جزوه آموزشی

 

***


شور و زندگی - استاد جلیل شهناز

 

» شور و زندگی

این اثر استاد شهناز که توسط انتشارات نواگر منتظر شده است بیشتر به بداهه نوازی در دستگاه شور مربوط می شود. البته میان آن حالت هایی هم در آواز ابوعطا وجود دارد.

 

قطعات این آلبوم:

1.       بداهه نوازی در دستگاه شور
شامل درآمد ، چهارمضراب با اشره به گوشه های کرد بیات

2.       قطار.
در آن اثر تنها ضرب تنبک شنیده می شود.

3.       چهارمضراب بیات ترک
بداهه نوازی در ریتم قطار همراه با تنبک

 

این اثر با تار استاد جلیل شهناز و تنبک محمد اسماعیلی نواخته شده است.

 

 

گوش کنید : چهارمضراب بیات ترک (بداهه نوازی در ریتم قطار)

تنبک: محمد اسماعیلی – تار: استاد جلیل شهناز

 

***

 

چهارمضراب - استاد جلیل شهناز

 

 

چهارمضراب

بداهه نوازی استاد جلیل شهناز بهمراه تنبک استادان فرهنگ فر و محمد اسماعیلی. در این اثر قطعاتی از استاد جلیل شهناز که بیشتر در دستگاه اصفهان می باشد به صورت چهارمضراب نوخته می شود. این اثر توسط انتشارات چهارباغ منتشر شده است.

 

 

چهارمضراب های استاد جلیل شهناز

به قلم سید علیرضا میر علی نقی

 

   چهار مضراب تنها فرم کاملا سازی موسیقی ایرانی است ؛ فرمی که وابسته به تکنیک نوازندگی است و قابلیت انطباق – نسبی یا کامل – با کلام آوازی را ندارد. بر عکس فرم های دیگر که هر کدام به نوعی قابلیت پذیرش کلام را دارند. چهار مضراب در موسیقی ایرانی همواره با تغییر و تحول در تکنیک های نوازندگی رشد کرده و متحول شده است. اصل چهارمضراب مربوط به سازهای مضرابی است و در سازهایی زهی چون کمانچه نیز کم و بیش قابل اجرا است. چهارمضراب قطعه ای است موزون و وزن دار که در آن صدای پایه (پدال یا واخوان) به طور مرتب و مشخص شنیده می شود و جملات چهارمضراب با این پایه مشخص و شنیده می شود. در شیوه های مختلف نوازندگی ، چهارمضراب های متنوعی ابداع شده و مجموع چهارمضرابهای موسیقی ایرانی در هفتاد سال گذشته مجموعه ای غنی ، پربار و قابل مطالعه است. در مکتب تار نوازانی اصفهان (که پایه و اساس آن استاد جلیل شهناز است) چهارمضراب هایی زیبا که بیشتر به شکل بداهه اند آفریده شده که حاصل پختگی تکنیک و خلاقیت کم نظیر (یا حتی بینظیر) نوازندگان آن است. صدای تار در مکتب موسیقی اصفهان با پنجاه سال درخشش هنر والای استاد جلیل شهناز بیاد می آید و ساعت ها نوار ضبط شده  از فوران خلاقیتهای  انحصاری استاد جلیل شهناز ، چهارمضراب های بسیار دلنشین و زیبایی را تقدیم گنجینه ی هنر موسیقی ایرانی کرده است.

 

گوش کنید : چهارمضراب اصفهان ، اثری از استاد جلیل شهناز

 

***

 

 زیبان تار - استاد جلیل شهناز

 

زبان تار:

بداهه نوازی استاد جلیل شهناز با همراهی تنبک استاد جهانگیر ملک و استاد ناصر افتتاح.

در این اثر نیز قطعاتی در دستگاه سه گاه اجرا شده است. قطعه ی شور دشت نیز که با تنبک استاد افتتاح همراه است از دیگر قطعات آن است.

 

این اثر توسط انتشارات چهارباغ منتشر شده است.

 

گوش کنید : قطعه شور دشت با همراهی تنبک استاد افتتاح

 

 

      مرتبط

      » زندگینامه ی استاد جلیل شهناز از همین وبلاگ

 

نوشته شده توسط محمد در ساعت 2:46 بعد از ظهر | لینک  | 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی


 

باید بگم که عالی است. همه چیزش. از گرافیکش گرفته تا صدابرداری و تکثیر و اننتخاب نامش. و تنها مشکلش دیر آمدنش بود ولی به هر حال آمد. (البته آمدند) کمتر کسی فکر می کرد که این کنسرت دو آلبوم مجزا را تشکیل بدهید. اما باز هم درایت استاد شجریان همه ی ما را غافل گیر کرد و اینبار با شیوه ای جدید از کارها مواجهیم.

باز نیز استاد در انتخاب نام آلبوم ها ظرافت خود را بکار بردند و با توجه به حال و هوای قطعات نام ها را انتخاب کردند. حتی طرح روی جلد و سی دی نیز گواه این مطلب است. ساز خاموش در آواز دشتی و سرود مهر در بیات ترک و افشاری.

در این میان ...

حسین علیزاده با ساختن این قطعات و همکاری با گروه باز نیز نوعی نوآوری در موسیقی ما ایجاد کرد. بدون شک او نو آور موسیقی ملی ایران است.

کیهان کلهر به نظر من با احساسش کمانه را روی سازش می کشد. سازش هزاران حرف نگفته دارد که در سال های پیش از این از آن به عنوان ساز مطربی یا سازی مهجور یاد می شد.

فکر می کنم با اجرای این کنسرت انتقاد ها بر همایون نیز کم شد. افرادی صدای همایون را در محکمه ی قیاس با صدای محمد رضا شجریان قرار داده بودند که این کنسرت کمی از آن انتقاد ها کم کرد. نواختن ضرب و آواز خواندن تمرکز فوق العاده می طلبد که همایون از پس آن بر آمده.

و در آخر محمد رضا شجریان هر چه از او گفتیم و گفتند و بگوییم باز هم کم است.

والبته باز نیز منتظر می مانیم تا نسخه ی تصویری کنسرت را در بازار موسیقی ببینیم.

نوشته شده توسط محمد در ساعت 1:0 قبل از ظهر | لینک  | 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

پی نوشت: این مطلب در وبلاگ سابق کرشمه منتشر شده بود که به علت هک شدن وبلاگ در دسترس نبود.

اشاره: نقوش و حجاري ها و نگـارگـري هاي به جاي مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقي مي باشد. در دوران پس از اسلام موسيقي به دليل مخالف ها، شکوفايي دوران پـيشين خود را از دست داد. ولي به هـر حال به حيات خود ادامه داد.  اين استمرار را مي توان در زمان صفويه در بناي کاخ چهـلستون و اتاق موسيقي کاخ عالي قاپو مشاهـده کرد. 

موسيقي ملي ايران، مجـموعه اي است از نواهـا و آهـنگ هايي که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاي ساير مظاهـر زندگي مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابي از خصوصيات اخلاقي، وقايع سياسي، اجـتماعـي و جـغـرافـيايي ملتي است که تاريخـش به زمان هاي بسيار دور مي رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقي ايراني انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـاني غـير مادي رهـنمون مي سازد.  


موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است:  


1 - قـبل از اسلام:  موسيقي هاي اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـاري، کردي، لري و .....


2 - بعـد از اسلام:  


الف - موسيقي مقامي ( حماسي، تعـزيه، عـزا )


ب - رديفـي ( دستگـاه هاي موسيقي سنـتي ) 


در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است:   


1 - قـبل از اسلام


2 - بعـد از اسلام


3 - موسيقي هاي محـلي ايران و نغـمه هاي سنـتي ( ملودي هاي دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا. 


طبق روش طبقه بـندي جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقي سنـتي ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند. 


از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندي شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـتري داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاي مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند.  


بنا براين موسيقي سـنتي امروز ايران، که باقي مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئي از آن در دستـرس است. 


بر هـفت دستگـاه اصلي و پـنج آواز، تعـدادي گوشه استواري و الگـوي نوازندگـان و خوانـندگـان امروزي است. 


شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاي مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقي سنـتي صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلي، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروي مي کـند. 


اسامي دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقي سنـتي ايران


نام هـفت دستـگـاه اصلي عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است:  اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشاري و دشتـي.  


اجـزاي دستـگـاه و آواز


براي اجراي يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبي را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است: 


درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـاري وي پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است. 


ترانه هاي فـولکـوريک ايران


زنده ياد خالـقي، در اينباره چـنـين مي نويـسد: 


يکي از منابع ذيـقـيمت موسيقي هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايي است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسيله مردم بومي و روستايي خوانده مي شود و چون اين نوع موسيقي کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصيل و قديمي آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آوري آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداري آنهـا است، کمکي هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مي کـند، و چـگـونگي و کـيفـيت آن را معـلوم مي نمايد.    


چـون در ايران اقوام مخـتـلفي ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومي تـفاوت هاي بـسياري با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقي فولکوريک ايران داراي خصوصيات بسيار متـنوعي از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقي است. مثـلا موسيقي آذربايجـاني، گـيلاني، خراساني، بـخـتـياري، کردي، شـيرازي و بلوچي نـه تـنـها ملودي هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقي مي توان از دو نوع موسيقي بومي در ايران نام برد:   


1 - تـرانه هاي بومي آوازي که به صورت انـفرادي يا دسته جمعـي خوانده مي شود. 


2 - رقص هاي محلي سازي که با سازهـاي محلي به اجرا در مي آيد. 


ترانه هاي محلي ايراني از نظر ملودي بـسيار غـني و پـر مايه است که از اين نـظر يـکي از غـني ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاي فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانهً طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلي به نسل ديگر مي رسد و آئينه تمام نماي افکـار و انديشه هاي مردمي اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مي رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگي و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکي از غـني ترين منابع فـرهـنگي ايران به شمار مي آيـند. اين تـرانه ها نمايانـندهً ملت و گـذشته ايران هـستـند و مي توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقي عـلمي قرار گـيرند. 


نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران :


موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس
موسيقي گـيلان و تالش
موسيقي کردستان
موسيقي سواحل جنوب ايران
موسيقي سيستان و بلوچستان
موسيقي خراسان
موسيقي ترکمن
موسيقي آذربايجان



موسيقي سازي


موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است. 


در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند.  به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساس است:  


الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد. 


ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.


تکـنوازي


تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد.  


هـمنوازي


از دورهً ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازي چـه در زمينه موسيقي و سازهاي سنتي و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقي ارکستر غربي که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقي فرانسوي که براي تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقي نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقي نظام و سازهاي غـربي به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد.  بعـدهـا کم کم کار گـروهي رونق بـيـشتري گـرفت، و با اضافه شدن سازهاي غـربي به جـمع سازهاي ايراني و اجراي قطعـات ايراني بر روي آنهـا با فـرم تازه معـمول شد. 


ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخي از آلات متعـدد موسيقي، به ويژه قـديمي ترين آنهـا يعـني ني و دايره استـفاده مي نمودند. انواع آلات موسيقي که مورد استـفاده قـرار مي گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مي شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندي کـلي به اين شرح است:   


نی : ني از قـديمي ترين اين نوع است و شامل يک لوله استوانه اي از جـنس ني بوده که داراي هـفت بـند و شش گـره است. ني از دسته سازهـاي محـلي است و تـقـريـبا در تمام نقاط ايران معـمول و رايج است.  


سرنا ساز ديگـري از خانواده آلات موسيقي بادي است که در تـمان نقاط ايران معـمول است و شامل سرناي بـخـتـيـاري و آذربايـجاني است.  در ايران اين ساز به هـمراه دهـل و يا نقاره نواخـته مي شود. لازم به ذکر است که نواخـتن اين ساز در نقاط مخـتـلف کشور در مواقع خاصي و به منظورهاي مخـتـلف انجام مي شود. در کردستان با نواخـتن دهـل و سرنا مرگ کسي را خبر مي دهـند و در شمال ب هـمراهي طناب بازهـا سرنا نواخـته مي شود و در آذربايجان غـربي، روستائيان در عـروسي ها حين رقص چوبي، سرنا مي نوازند. 


کرنا : سازي قديمي و تاريخي است که در استان هاي مخـتـلف ايران به شکـل هاي متـفاوت ساخـته و اجرا مي شود. مهـمترين کرناهـا، کرناي شمال، گـيلان و کرناي مشهـد است. اين ساز بـيـشتر در کردستان و آذربايجان مورد استـعـمال قرار مي گـيرد.


ني انبان بـيـشتر در جنوب ايران مورد استـفاده قـرار مي گيرد و در بعـضي نقاط ايران آن را " خـيک ناي " نـيز مي نامند و در نقاطي از آذربايجان نيز نواخته مي شود. 


آلات موسيقي زهـي


کمانچه : يکي از قـديمي ترين سازهاي زهـي، کمانچه است که اولين شکل ويولون امروزي است. اين ساز نـقـش تک نواز و هـمـنواز، هـر دو را به خوبي اجرا مي کند. کمانچه سازي ملي است. در تمام استان هاي ايران نواخـتن آن متداول است و بـيشتر در ميان طوايف ترک و ترکـمن رواج دارد.  


بربط : سازي از خانواده سازهاي رشته اي مفـيد که به آن " ال عـود  يا   لوت " نيز مي گـويـند. ساخـتمان اين ساز شـبـيه گـلابي است که از درازا به دو نـيم شده است. داراي کاسه اي بـزرگ و دسته اي کوتاه که در آغاز سه رشته سيم داشته است. 


رباب : اين ساز زهـي است از چـهـار قـسمت شامل شکم خـربزه مانـند، سينه، دسته و سر تـشـکـيل شده است. سيم هاي رباب در قديم از روده و امروز از نخ نايلون ساخـته مي شود و مضراب رباب از پـر مرغ ساخـته شده است. اين ساز اساساً سازي محلي است و بـيـشتر در نواحي خراسان معـمول است و هـمچـنـين در نواحي سيستان نيز نواخـته مي شود. 


تار: يکي از سازهاي زهي اصيل ايران است که يک شـکم چـند قـسمتي دارد و داراي شش تار مي باشد. از اين گـروه ســــازهــا، سـه تار و دو تار  را مي توان نام برد که نوازندگي دوتار در تـرکـمن صحرا و نواحي خراسان بـسيار معـمول مي باشد. 


آلات موسيقي ضـربي


از سازهاي ضربي معـروف ايراني دهـل، طبل و تـنـبک مي باشـند.  


دهـل: اين ساز از استوانه کوتاهي از جـنس چـوب که قـطر دايره آن حـدود يک مـتر و ارتـفاع آن 25 تا 30 سانتي متر است تـشکـيل شده و بر دو سطح دايره اي شکـل آن پـوست کـشـيده شده است. مضرابـش دو چـوب يکي به شکـل عـصا و ديگـري ترکه اي نازک مي باشد. دهـل سازي کاملا محـلي و بـيـشـتر هـمراهـي کـنـنده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کـردستان بـيش از ساير جاها مورد استـفاده قـرار مي گـيرد. 


دايره: اين ساز ضربي که از حلقه اي چوبي تـشـکيل گـرديده که بر يکي از سطوح جانبي دايره اي شکل آن پـوست کشـيده شده است، اين ساز را با ضرب سر انگـشتان هـر دو دست مي نوازند و بـيـشتر شهـري است تا محـلي.  سازي است هـمراهي کـنـنده با ساير سازهـا. دايره در حال حاضر در آذربايجان بـيـشـتر از ساير جاهـا رواج دارد. 


طبل : يکي ديگر از سازهاي ضربي که کوچکـتر از دهـل مي باشد و مضراب آن دو کوبه چوبي است و آن را در مراسم عـزاداري در اکثـر مناطق ايران مي نوازند. 


تـنبک : سازي است از پوست و چوب ( معـمولا گـردو ) و از دو قسمت گـلويي و استوانه اي تـشکـيل يافـته، سطح بالايي آن از پوست و قسمت گلويي آن که با دهانه اي گـشاد دارد باز مي باشد. 


سازهای مضرابی (زهی و کوبه ای)


ساز منحصر بفرد ايراني که در اين تـقـسيم بـندي قـرار مي گـيرد سنـتور است. اين ساز شامل جـعـبه اي ذوزنقه اي است و هـفـتاد و دو رشته سيم سفـيد و زرد تـشکـيل يافـته است. 


سنـتور اساساً سازي است که قابـليت تـکـنوازي و هـمنوازي را داراست و نواخـتن آن در تمام استان هاي ايران متـداول است.


.: نمونه هایی از موسیقی سنتی ایرانی :.

:: موسیقی سنتی ::
مرحوم تاج اصفهانی
استاد طاهر زاده
مرحوم اقبال آذر


:: موسیقی سنتی معاصر ::
استاد محمد رضا شجریان
استاد شهرام ناظری
امین الله رشیدی


:: موسیقی مقامی ::
آذری
آشــوری
بلـوچی
ترکـمن
گیلکی
خراسانی
شـیرازی


« حجم کل آهنگ ها : ۱۳ MG »

نوشته شده توسط محمد در ساعت 9:14 بعد از ظهر | لینک 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

 

اینگونه آغاز می‌‌شود ...

خورشید در ژاله ماند.استاد حسین علیزاده | Hossein Alizadeh

شاید این دفتر،
دفترچهء خاطره‌ایست.
از،
سال‌های پر فراز و نشیب
از رنج
از عشق
از زندگی،

به سال‌های دور بر می گردیم
به سال‌هایی که همبستگی موج می‌زد.
کسی ‌‌نمی‌‌پرسید
کیستی؟
چه فکر می‌‌کنی؟
جان ، هدیه‌‌ی کوچکی بود
برای دوست، برای همسایه ، برای هموطن.
اگر لقمه‌‌ی نانی داشت
اگر پناهی داشت
بی‌‌دریغ مال تو بود.
شهریور ۵۷ از نیمه گذشت
کم‌‌کم تابستان فرومی‌‌کشید و پاییز خبر از خزان می‌‌آورد.

۱۶ شهریور همه‌‌چیز گنگ بود.
نبضی به‌‌طور مرموز می‌‌تپید.
خورشید در افق مانده بود و
یارای حرکت نداشت.
روز هفدهم بدون خورشید اغاز شد.
صدای همهمه‌‌ی پر شوری از افق اوج می‌‌گرفت.
اندک‌‌اندک موجی عظیم که خورشید را به دوش داشت در شهر نمایان شد.
آن روز خورشید از ژاله طلوع کرد.
تا عشق را بیامورد،
نور بگیرد،
تابان بماند.
نبض مرموز می‌‌تپید و لحظه به لحظه صدایش بلندتر می‌‌شد.
و ناگهان
سکوت، سکوت و سکوت.
ژاله خون شد.
نبض مرموض ایستاد
و هیچ‌‌گاه خورشید به افق بازنگشت.
او ماند،
در ژاله.

حسین علیزاده
شهریور ۱۳۸۴

...........................................................

با این تصانیف ادامه پیدا می‌‌کندHossein Alizadeh | حسین علیزاده

ژاله خون شد (عراق - اصفهان) - شهریور ۱۳۵۷
اتحاد (اصفهان) - اسفند ۱۳۵۷
شهید شهید شهید (دشتی - ماهور) - دی ۱۳۵۷
آزادی (چهارگاه) - شهریور ۱۳۵۹
صبوح (بیات ترک) - پاییز ۱۳۶۳
بیا ساقی (شور) - بهار ۱۳۶۴
آهوی وحشی (راست پنجگاه) - تابستان ۱۳۶۴
بیا تا گل برافشانیم (اصفهان) - زمستان ۱۳۶۴
بی تو بسر نمی شود (نوا) - زمستان ۱۳۶۵
یار دلنواز (همایون) - زمستان ۱۳۶۶
دلشدگان (عراق - ماهور) - تابستان ۱۳۷۱
گلچهره (دشتی) - تابستان ۱۳۷۱
پیمان عشق (سه‌‌گاه) - تابستان ۱۳۷۱
امید عشق (شوشتری) - تابستان ۱۳۷۱
پروانه شو (اصفهان) - بهار ۱۳۷۶
راز نو (نوا) - خرداد ۱۳۷۶
دیر فانی (بیات ترک) - مرداد ۱۳۷۶ - بیاد ناصر فرهنگ‌‌فر
غم با طبیبان (دشتی) - ۱۳۷۹
بوسه‌‌های باران (راست‌‌پنجگاه) - ۱۳۸۱

...........................................................

کتابی که معرفی شد مجموعه ای از تصنیف های ساخته شده توسط استاد حسین علیزاده است که از شهریور ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۱ گردآوری شده است. این مجموعه تصنیف ها به سه قسمت :

۱. سروده‌‌های انقلاب
۲. تصنیف‌‌های نوین‌‌
۳. تصنیف‌‌های سنتی

تقسیم می‌‌شوند.

...........................................................

بوسه‌‌های باران
تصنیف های حسین علیزاده

ناشر: موسسهء فرهنگی هنری ماهور
مرکز پخش : موسیقی عارف (۳۳۹۰۰۷۳۹)
قیمت: ۲۵۰۰۰ ریال

نوشته شده توسط محمد در ساعت 3:38 بعد از ظهر | لینک  | 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

در اين آلبوم كه توسط شركت سروش منتشر خواهد شد ، آثار باران، دستان، شيدايي با صداي "محمد رضا شجريان" ، من از روز ازل و بهار دلنشين با صداي "بنان" و كاروان شهيد ، اندك اندك و مطرب مهتاب رو با صداي "شهرام ناظري" در كنار هم قرار گرفته است .

براساس اين گزارش، همچنين تصنيف‌‏هاي حال خونين دلان، صياد و روزگار كودكي با صداي "عليرضا افتخاري" ، آسيمه سر و ديده بگشا با صداي "محمد اصفهاني" و جلودار با صداي "حسام الدين سراج" در اين مجموعه ديده مي‌‏شود .

در اين ميان موسيقي فيلم‌‏هاي سر به داران اثر "فرهاد فخر الديني" و از كرخه تا راين ساخته "مجيد انتظامي" و نيز آثاري با صداي "امير تاجيك" ، "مجيد اخشابي" ، "مهرداد كاظمي"، "محمد گلريز"، "عليرضا عصار" و "عبدالحسين مختاباد" مجموعه قابل توجهي را براي علاقمندان موسيقي ايراني فراهم آورده است .

لازم به ياد آوري است كه اين آثار با نظر سنجي بيش از يك هزار نفر از هنرمندان عرصه موسيقي از سوي مركز موسيقي صدا و سيما به عنوان يكصد اثر برتر تاريخ موسيقي ايران معرفي شده است


منبع : ايلنا
نوشته شده توسط  در ساعت 10:34 قبل از ظهر | لینک  | 
معرفی و بررسی آثار موسیقایی

یاد ایّام را می توان به جرات یکی از زیباترین و ماهرانه ترین آلبومهای استاد محمد رضا شجریان از حدود ۳۰ آلبوم ایشان دانست. یادایام را خیلی ها دوست دارند. حتی استاد محمد رضا شجریان نیز این آلبوم را بسیار دوست دارد و به گفتهء خود آن را بهترین آلبوم خود می داند. در متن زیر مختصری به عوامل آلبوم یادایام و اشعار آن می پردازیم.

------------------------------------------------------------------------


« دریافت تصویر پشت جلد »

یاد ایام - کنسرت ۱۳۷۱ - شهریور - آمریکا - دستگاه شور.

داریوش پیرنیاکان: تار
جمشیدعندلیبی : نی
همایون شجریان: تنبک

------------------------------------------------------------------------


ســلســله مــوی دوســت حــلقـــه دام بلاســت
هر که در این حلقه نیست فارغ ار این ماجراست
دل شــده ی پایــبــنــد گــردن جــــان در کــمــنــد
زهــره گـفــتار نــه کـاین چــه سبب وان چراست؟
گــر بــزنــنــدم بــه تــیــغ در نــظــرش بـــی دریــغ
دیدن او یک نظر صد چو مــنــش خــون بــهـاست
گــــر بــرود جــان مــا در طــلــب وصــــل دوســـت
حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست
گــــر بـــنــوازی به لــطف ور بــگــــــدازی به قــهـر
حکم تو بر من رواســت زجــر تو بر مــن رواســت


یاد ایامی که در گلشن فــــــــــغانی داشــتم
در مـــیان لاله و گل ، آشــــــــــیانی داشــتم
گرد آن شــمع طرب می سوخــــــتم پـروانه وار
پای آن ســــرو روان ، اشــــــک روانی داشــتم
آتشم برجان ولی از شـکوه لب خـــاموش بــود
عشـق را از اشــــک حسرت ترجمانی داشــتم
چون سرشک از شوق بودم خاک بوس در گهی
چون غـــــبار از شکر ، سر بر آستا نــی داشتم
درخــزان با ســـرو و نسرینم ، بــهــاری تــازه بود
در زمــیــن با مــاه و پــروین ، آسمانی داشـتــم
درد بی عــشــقی زجانم برده طاقت، ورنــه مـن
داشــــتــــم آرام ، تــــا آرام جــــا نــــی داشــتم
بــلبــل طبــعم رهی باشد زتنهایی خــــــمــوش
نــغمــه ها بــودی مرا ، تا هــمــــزبــانی داشــــت


بقربون خم زلف سیاهت آی بقربون خم زلف سیاهت
صــــــــدای عــــــــارض مــــــــاننــــــــر مــــــــاهـــــــــت
بــــــــــــــــردی دیــــــــن فــــــــائز را به غـــــــــــــــــارت
و شــــــــاهی خــــــــیل مــــــــزگان راســــــــپاهـــــت
خــــــــودم ایــــــــنجا دلــــــــم در پیــــــــــــــــش دلـبر.
خــــــــدایا این ســـــــفر کی میــــــــرود کی میرود سر
خدایا کن سفر اسون به فائز که بیند بار دیگر روی دلبر
تــــــــو دوری از بــــــــرم دل در بــــــــرم نیــــــــســـــــت
هــــــــوای دیــــــــگــــــــری هــــــــم در ســـــرم نیست
به جان دلبروم.به جان دلــــــــبروم که زهـــــــر دو عالم
تمــــــــنــــــــای دیگر جز دلــــــــبــــــــرم نــــــــیســــــت


دوش می‌آمد و رخســــاره برافــــروخته بود
تا کـــجا باز دل غــــمزده‌ای سوخــــته بــــود 
رسم عاشق کشی و شیوه شــهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامــــــــت او دوخـــته بود 
جان عشــاق سپند رخ خــــود می‌دانست
و آتــــش چــهره بدین کار برافــــروخـــته بود 
گر چه می‌گفت که زارت بکشـم می‌دیدم
که نــهانــــش نظری با من دلــــسوخته بود 
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سـنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخـته بود 
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کــــرد و که انــــدوختــه بود 
یار مفروش به دنیا که بســـــی سود نکرد
آن که یوســـف به زر ناسره بفروخــــته بود 
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز کــــه آموخته بود 


بـــــه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بــیا کز چشم بیمارت هـــــزاران درد برچـــــینم 
الا ای همنشین دل کـــــه یارانت برفـــت از یاد
مرا روزی مـــباد آن دم که بی یاد تو بنشیـــــنم 
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شـیرینم 
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چـــــون گــل
بیار ای باد شبگیری نســـــیمی زان عرق چینم 
جهان فانی و باقی فدای شـــــاهد و ســـــــاقی
که سلطانی عالم را طفیل عشـــــــــق می‌بینم 
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوســـــت بگزینم 
صـــــباح الخـیر زد بلـــــبل کجایی ساقیا برخـــیز
که غوغا می‌کــند در سر خیال خواب دوشـــــینم 
شب رحلت هم از بـــــستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جـــــان دادن تو باشــــی شمع بالینم 
حدیـــث آرزومندی که در این نامه ثبت افــــــــــتاد
هـمانا بـــــی‌غلط باشد که حـــــافظ داد تلقـــــینم 

------------------------------------------------------------------------

گوش کنید : آهنگ یاد ایّام از آلبوم یاد ایّام

نوشته شده توسط محمد در ساعت 5:39 بعد از ظهر | لینک  |