تبليغاتX
کرشمه - موسیقی ایرانی
موسیقی ملی ایران

در این چند وقت که بهانه ای برای نوشتن مطلب نداشتم ، اتفاقات چند روز اخیر بهانه را دستم داد تا این مطلب را بنویسم.

۱)   نخست فوت مادر استاد محمد رضا شجریان در سن ۸۵ سالگی در مشهد بود که بسیار متاثر کننده نه تنها برای من که برای خیلی از علاقه مندان ایشان و شاید علاقه مندان دیگر اساتید بود. شجریان خط و خوش نویسی را از آن مرحومه آموخت و اکنون در فراقش معلوم نیست که چه حالی دارد.

کنسرت استاد محمد رضا لطفی سال 1382۲)   بهانه ای دیگر برای درج این مطلب ، کنسرت بزرگ استاد موسیقی ایرانی ، پهلوان تار ایران استاد محمد رضا لطفی بود که نظرات و عقیده های متفاوتی و بعضا جالب و زیبایی را در پی داشت. محمد رضا لطفی پس از چیزی قریب به ۲۴ سال باز به روی صحنه ی کنسرت آمد و مردم هنر دوست نیز به بهانه (!) آن در خیابان ها روانه و در فضای باز کاخ نیاوران منتظر ماندند تا با نوای ساز لطفی - آن پهلوان تار موسیقی دیروز و امروز - روحشان را به آسمان پر دهند. امّا خیلی از مردمانی که در صحنه ی آن روزها حضور داشتند به نتوانستند آن پرواز روحانی و فضای معنوی آن را با جان و دل حس کنند. برخی هم معتقد بودند که چرا لطفی دف می زند ، چرا کمانچه ، چرا آواز می خواند ... مگر او پهلوان تار ایرانزمین نیست؟ ... بعضی دیگر هم عقیده هایشان کمی با گروه قبلی مشابه بود و مثل علیزاده و کلهر را برای لطفی زدند.

۳)   بهانه ی کوچک دیگر در این میان .... یکسالگی آلبوم تصاویر استاد محمد رضا شجریان بود. تقریبا یک سال گذشته در چنین روزهایی آلبوم تصاویر استاد محمد رضا شجریان با ۱۰۰ عکس و تصویر از این هنرمند والا مقام بهمراه گروه های مختلف در عرصه ی اینترنت پخش شد و هدف آن هم اینگونه اعلام شد: « ایجاد منبعی برای استاد محمد رضا شجریان ». چندی بعد - قریب به یکماه بعد از تاسیس آلبوم - آن همه تصویر - که حدود ۳۰۰ عدد بود - در میان امراض شخصی گم شد و آن آلبوم از بین رفت که پس از طی یک تا دو هفته دوباره راه اندازی شد. چند ماه گذشت نسخه ای دیگر از آن درست شد ... پس از طی چند ماه دیگر بخش موسیقی آن (که فقط قابل شنیدن بود) نیز آمده شد و پس از آن هم پوسترهای شجریان زاده ای دیگر از پدرشان بود.

پس از آلبوم تصاویر شجریان ، سه آلبوم حسین علیزاده ، کیهان کلهر  و شهرام ناظری نیز به تبع از آلبوم تصاویر استاد محمد رضا شجریان ایجاد شدند.

۴)   کرشمه در آن روزهای در اوج خود بود. تقریبا یک سال از آن روزها می گذرد. روزها از پی هم می گذرند و چون به سالی بعد می رسیم اینگونه می پنداریم که چه زود گذشت امّا در این میان شاید کمتر انتظار داشته باشیم تا کرشمه آن کرشمه ی سابق شود. شاید خودتان بدانید که چرا .... ؟!

ایام خوش

نوشته شده توسط محمد در ساعت 9:52 بعد از ظهر | لینک  |