آخرين اثر حسين عليزاده با عنوان «به تماشاى آب هاى سپيد» در ليست نهايى نامزدهاى جايزه معتبر «گرمى» قرار دارد و روز يكشنبه بيست و دوم بهمن ماه همراه با ديگر نامزدهاى اين جايزه در مراسم معرفى برنده «گرمى» شركت خواهد كرد.
{ آلبوم تصاویر استاد حسین علیزاده با ۸0 تصویر از ایشان }
ادامه مطلب
کمانچه جز دسته سازهای زهی است و دارای 4 سیم میباشد. این سیمها به موازات تمام طول ساز
امتداد دارد و صدای آن خیلی خوش و جذاب میباشد ولی کمی به اصطلاح تو دماغی.
کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برشهای از عاج تزیین شده است.
معمولاً از زیر شیطانک کمانچه تا زیر دهانه کاسه در کمانچههای پشت بسته 28/5 و در کمانچههای پشت باز 31 سانتی متر است که این اندازهها در کمانچههای نقاط مختلف کشور نسبی هستند ترکیب صدایی کمانچه آن را از نوع سازهای زیر صدا قرار داده البته در کمانچههای آلتو یت باس صدا نسبتاً یک اکتاو بم تر است در قدیم کمانچه را ستار پارسی میگفتند کمانچه را معمولاً با دو کوک چپ و راست کوک میکنند چپ کوک معمولاً برای همراهی با خوانندگان زیر صدا (عمدتاً خانمها) و راست کوک معمولاً برای همراهی و جواب آواز بم صداها (عمدتاً آقایان) البته تمامی مطالب گفته شده نسبی هستند مثلاً در بعضی نقاط ایران ممکن است طول دسته کمانچه به 35 سانت هم برسد .
پیشینه کمانچه در ایران به پیش از اسلام میرسد و در نواحی بلوچستان به نام غژک یا غیچک نامیده میشود ولی شمار سیمهای آن از کمانچه بیشتر است.
در ادامهء مطلب مختصری از زندگی استادان بهاری ، شکارچی ، کلهر و لطفی را می خوانید
ادامه مطلب
باز یکی از هنرمندان بزرگ این مرز و بوم به دیار باقی شتافت. روحش شاد باد.
استاد پرویز یاحقی از نوازندگان بزرگ ویلون درگشت. این استاد از معدود اساتید ویلون بوده است که سبکی خاص در ادای جملات ، ایجاو پاساژها ، اجرای وبریتورها یا ناله ها و بسیاری دیگر که اکنون در خاطرمان نیست داشته است.

درگذشت این استاد بزرگ را به علاقه مندانش تسلیت می گوییم.
درگذشت استاد پرویز یاحقی از خبرگذاری مهر
درگذشت استاد پرویز یاحقی از خبرگذاری ایسنا
مطلب وبلاگ تحریر برای درگذشت استاد پرویز یاحقی
مطلب وبلاگ یک پزشک دربارهء استاد پرویز یاحقی
وبــــــــــــلاگ اســـــــــــــتاد پـــــــــــرویـز یاحـــــــقــی

به طور کلی ساز سهتار را سازی درویشی نامیدهاند. شاید علت آن هم ساده بودن ساختمان سهتار و زیبایی صدای آن است. سهتار از جنس چوب توت به کاسه ای گلابی شکل نیم کره ای و دسته ای نازکتر از دسته تار در بین آلات موسیقی ایران وجود دارد. وسعت صوت سهتار مانند تار دارای فواصل کروماتیک هست. چهار سیم (سفید، زرد، سفید، زرد) از انتهای کاسه متصل به سیم گیر و سر دیگر آنها از طریق شیطانک سهتار و یک پردهء تک به گوشه هایی که در انتهای دسته تعبیه شده اند بسته می شود. البته ساز سه تار را معمولا از بهم چسباندن قطعاتی از چوب درست می کنندد ، ولی دیده شده است که اساتید و سازندگان ساز ، سازهایی یک تکّه درست می کنندد.
سهتار را با ناخن انگشت اشاره به ارتفاع حدود 2 میلی متر بالا تر از گوشت، با تکیه و قدرت بر مفصل بند دوم انگشت مذکور نواخته می شود. امّا برای راحتی بیشتر این ساز زخمه ای را به خود اختصاص داده است که مانند یک انگشتری در دست می رود و تنها لبهء آن به اندازهء حدودا یک سانتی متر بیرون می ماند. این زخمه نیز دارای جنس های متفاوت است. اما مسلم است که نواختن با ناخن تفاوت زیادی یا نواختن با زخمه دارد. چون جنس این دو یکی نیستت.

طول کاسه 22 تا 18 سانتی متر است و عمق کاسه را بین 12 تا 16 سانتیمتر می گیرن. بر روی کاسه سهتار صفحه نازک چوبی تعبیه می شود که خرک بر روی آن قرار می دهند. این خرک یک خرک بسیار کوچک است که ارتفاع آن شاید به نیم میلی متر هم نرسد. در قسمت بالای صفحه به منظور خروج صدا ، چند سوراخ ایجاد می کنندد تا صدای هارمونی از آن بیرون بیاید. دسته سهتار به ضخامت 5/5 سانتی متر می باشد که به وسیله زه باریکی روی آن را رو پرده بندی می کنندد. پرده بندی سه تار دو نوع است :اصلی و فرعی.
پرده های اصلی 16 عدد هستند و چهارلایی بسته می شودد. پرده های فرعی نیز 8 عدد هستند که بطور سه لایی در بین پرده های اصلی بسته می شودد. گاهی جمع پرده ها به 28 هم می رسد که در بیشتر سازها این مقدار وجود دارد. اما برای کامل بودن ساز حداقل باید 25 پرده وجود داشته باشد. طول دسته سهتار بین 76 تا 80 سانتیمتر است ولی طول دسته از شیطانک به بالا ، بین 40 تا 48 سانتی متر هست.
سیمهای ساز
نام سیمهای سهتار که اهل فن نام آنها را « اوتار» گذاشته اند بدین شرح است:
سیم اول" حاد" یا سیم سفید از فولاد نازک به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( در حال حاضر با نت دو زیر خط حامل کوک می شود که بهمین دلیل برخی آنرا سیم دو نیز می نامند ) است.
سیم دوم " زیر" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 23 تا 25 میکرون ( در حال حاضر با نت سل زیر خط حامل کوک می شود که بهمین دلیل برخی از اساتید آنرا سیم سل نیز می نامند ) .
سیم سوم" زنگ یا مشتاق" هست به رنگ سفید ، از فولاد به قطر تقریبی 20 تا 22 میکرون ( این سیم در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شود که در تار به سیم هنگام معروف است ) که به گوشی آخری بغل دسته بسته می شود. این سیم توسط میرزا محمد تربتی خراسانی ملقب به مشتاق علیشاه در اوایل عهد قاجار اضافه شده ، و از ابتکارات این استاد بزرگ است.
سیم چهارم " بم" یا سیم زرد یا قرمز از برنز نازک به قطر تقریبی 35 تا 40 میکرون ( این سیم نیز در خور مایه آهنگ متغیر کوک می شود ).
کاسهء ساز
کاسه به دو طریق ساخته می شود : یک تکه و چند تکه.
مرغوبترین نوع آن از چوب توت است که بایستی بدون گره باشد و رگه های چوب در اطراف به موازات صفحه قراربگیرد و آبخوری چوب در ته کاسه باشد. ضخامت کاسه بین 3 تا 5 میلی متر است که بایستی در قسمت سیم گیر ضخیم و در قسمت های دیگر نازکتر و نیز طول کاسه در قسمت بالا در حدود 25 و عمق آن 9/12 سانتی متر باشد.
گلوی کاسه در حدود 7 سانتی متر است که به دسته متصل میشد (حدود 7 سانتیمتر از کاسه باید باریک و تقریبا در ردیف دسته قراربگیرد) . قسمتی از گلوی کاسه ، در حدود 4 سانتی متر آن ، به وسیله دسته پر می شود و 3 سانتی متر آن خالی می ماند. داخل کاسه باید صاف و بدون زواید باشد که در غیر اینصورت با اینکه در ظاهر خارج شدن صدا ربطی به چگونگی درون کاسه ندارد اما تغییرات درون کاسه نیز موجب تغییر صدا می شود. عرض کاسه در حدود 8/13 سانتی متر هست.
دستهء ساز
دسته باید از چوبی انتخاب بشود که حداکثر استحکام و حداقل وزن را داشته باشد که معمولا از چوب گردو استفاده می شد. قطر دسته حداکثر 9 و حداقل 7 سانتی متر باید باشد. روی دسته باید قدری محدب باشد. رنگی که برای دسته به کار می رود باید از جنسی باشد که در شرایط مختلف ایجاد چسبندگی نکرده و جلای خود را نیز از دست ندهد. زاویه دسته نسبت به کاسه باید طوری باشد که وقتی خرک و سیمها روی ساز قرار گرفت ، فاصله سیم با سطح زیر آن در ناحیه خرک و قسمت گلوی ساز ، یکسان نباشد بلکه در ناحیه گلو حدود 2 میلی متر سیم پایین تر از ناحیه خرک باشد. این موضوع در انتقال ارتعاشات به صفحه ساز اثر مهمی دارد.
صفحه
صفحه باید از چوب توت بدون گره که دارای رگه هایی ریز باشد انتخاب بشود و رگه ها بایستی به موازات دسنه قرار بگیرد ( یعنی به موازات سیم) چون رگه ها معمولا از ریز شروع و به تدریج درشت تر می شود ، بهتر است رگه های ریز در پایین و رگه های درشت در بالا باشند.
ضخامت صفحه باید در وسط حدود 2 میلی متر و در اطراف آن که به کاسه متصل می شود ، حدود 5/0 میلی متر باشد. صفحه باید محدب بوده و قسمت وسط آن از اطراف در حدود 2 میلی متر بلند تر باشد.
خرک
خرک را معمولا از چوب شمشاد می سازند. طول خرک در قسمت بالا حدود 4 سانتی متر است. خرک به شکل سه پایه ساخته می شود. پایه وسط به صورت منحنی است که حداقل تماس را با صفحه دارد. زاویه های خرک بایستی به شکل منحنی دربیایند . ارتفاع خرک باید طوری باشد که در گلوی ساز فاصله سیم با قسمت زیر آن حدود 5/2 میلی متر باشد . شیارهایی روی خرک تعبیه می کنند که سیم در آنها قرار بگیرد که بایستی حداقل عمق را داشته باشد.
سیم گیر
سیم گیر را معمولا از شاخ بز کوهی می سازند که به شکل بیضی است و ابعاد آن تاثیری در ساز ندارد و اندازه آن بسته به ذوق سازنده است ، و باید طوری باشد که با ساز تناسب داشته باشد . طول سیم گیر مهم نیست ولی عرض آن که قرارگاه سیم هست ، اهمیت دارد.
عرض سیم گیر در حدود 8 میلی متر بیشتر از عرض رویی آن هست ( منظور حداکثر عرض روی دسته است) تا سیم انحراف نداشته و فشار اضافی برش تحمیل نشود. قسمت بالای سیم گیر که سیمها را نگه می دارد ، بایستی به چهار قسمت مساوی تقسیم بشود و این تقسیم به وسیله سه شکاف صورت می گیرد.
شیطانک
جنس شیطانک از عاج یا استخوان هست و گاهی از شاخ بز کوهی هم ساخته می شود و ممکن است که از چوب هم ساخته شود. شیارهای شیطانک نیز مانند شیارهای خرک باید حداقل عمق را داشته باشند. ارتفاع شیطانک حداکثر 5/1 میلی متر هست. بالای شیطانک که محل موازنه سیم هست ، باید بطوری باشد که تماس سیم با شیطانک به حداقل برسد.
پرده
پرده باید ظریف و صاف و محکم باشد. در قسمت پایین دسته چون فاصله پرده ها کم می شود ، بهتر است از پرده نازکتر استفاده بشود. پرده قبل از شیطانک باید محکمتر از پرده های معمولی بسته شود. ضمنا دور و نزدیک بودن آن به شیطانک، در تنظیم صدای ساز موثر است. نوازنده با تجربه خود می تواند جای مناسب آن را پیدا کند.
سوراخهای صفحه
برای ایجاد صدای بهتر، چند سوراخ روی صفحه لازم است. معمولا ده سوراخ بر روی صفحه مشاهده می شود که یک سوراخ بزرگتر از بقیه هست. شکل و نحوه استقرار سوراخها به سلیقه سازنده بستگی دارد.
---- گوش کنید - قطعاتی از سه تار از اساتید موسیقی ----
« استاد جلال ذوالفنون | حجم فایل: 270 KB »
« استاد حسین علیزاده | حجم فایل: 400 KB »
« استاد سعدی هرمزی | حجم فایل: 15 KB »

حدودا می شود گفت که یک سال پیش بود. درست همین زمان که وبلاگ گلپا و بازگشت شروع به نوشتن علیه اساتیدی چون شجریان و ناظری و دفاع از استادانی دیگر چون گلپا و ایرج.
آن زمان عده ای با تحقیر ... عده ای با فحاشی سعی در بالابردن استاد مورد علاقهء خود شدند. البته که در میان خیلی ها هم با فرهنگ عمیق پا به میدان گذاشته بودند. اما پس از گذشت چندین روز و هفته بالاخره این بحثها پایان گرفت و بجز دو یا سه مورد اندکی تاکنون شاهد تحقیر دوبارهء علاقه مندان موسیقی برای بالا بردن هنرمند مورد علاقهء خود نبودیم. در آن زمان بنده (محمد) وبلاگی نداشتم که چنین پستهایی را در آن قرار دهم اما ناظر این ماجرا بودم.
ادامه مطلب

نـــی
نی از سازهای بادی موسیقی ایرانی است که از گیاه نی تهیه میشود. نی از سادهترین و طبیعیترین
سازهای موسیقی بادی است که با روئیدن از زمین پیوسته در دسترس بوده و انسان با مختصر تصرفی از آن استفاده کرده است. ملل قدیمه نی را سرمشق قرار داده و از روی آن سازهای مختلف بادی ساختند و در صلح و جنگ به کار بردند. مولفین کتابهای موسیقی قدیم طبیعیترین و کاملترین آلات موسیقی را حلق انسان دانسته اند. و پس از آن سازهای بادی (آلات ذوات النفح) به ویژه نی را از جهت مشابهی که نی و حلق انسان در ایجاد نغمات دارند. نی به سبب سادگی و سهولت اجرای صداهای و آسانی حمل و نقل و یافت شدن در طبیعت تنها سازی است که دسترسی به آن در همه جا و برای همه کس امکانپذیر بوده و با مختصر تصرف مورد استفاده قرار میگرفته است . وسعت صدای نی آن حدود دو اکتاو و نیم است. نایب اسدالله اصفهانی (مشهور به خداوندگار نی)این ساز را از آغل گوسفندان به دربار پادشاهان برد در ایران در بین انواع سازهای بادی ایرانی که از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته مانند، مزمار، نرم نای، درازنای، سرنا و... تنها امروزه نی توانسته در موسیقی ایرانی و در کنار دیگر سازهای کلاسیک ایرانی مثل تار، سنتور، سه تار و کمانچه قرار بگیرد و به اصطلاح یک تنه نقش سازهای بادی را در ارکستر ایرانی ایفا کند. دلیل این موضوع را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول از جهت نوازندگان این ساز که توانستند خصوصیات و ویژگیهای نی را به نحو کامل و مطلوبی عرصه کنند و قابلیت آن را نشان دهند.به عبارت دیگر افرادی که به نوازندگی نی روی آوردند با ممارست بسیار تکنیکها و حالاتی که معمولا در موسیقی ایرانی اجرا میشود را به نی منتقل کردند. دوم از جهت خود ساز که به دلیل فرم صدادهی و نیز در عین سادگی، کاملتر بودن آن نسبت به دیگر سازهای بادی ایران، توانست تمام آهنگها و نغمه های موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی را به خوبی اجرا کند واینکه صدایی که از نی خارج میشود از لحاظ رنگ صدایی به خوبی با دیگر سازهای کلاسیک ایرانی ترکیب شد.
« چندی از نی نوازان مشهور »
استاد حسن کسایی
استاد حسن کسایی فرزند «حاج سید جواد کسائی» از بازرگانان اصفهان است. مدتی آواز و گوشههای
موسیقی ایران را نزد استاد تاج اصفهانی و ادیب خوانساری آموخته و نی را از «مهدی نوایی» فرا گرفت. وی هر زمان که به تهران میرفت از محضر استاد ابوالحسن صبااستفاده مینمود.
کسائی امروز در نواختن نی ایرانی همانند ندارد. در اوقات فراغت به تکمیل سه تار میپردازد. وی در زندگی هیچ دلبستگیای به جز موسیقی ندارد. وی اکنون در شهر زادگاه خود اصفهان در کوی عباس آباد زندگی میکند. دیده شده است که استاد حتی با لوله کردن کاغذی ساده و سوراخ کردن آن اقدام به نواختن نی میکند که در این در یکی از نوارهای صوتی آموزشی استاد نیز بیان گردیده است.
وی که از کودکی علاقهٔ زیادی به موسیقی داشت از سن دوازده سالگی شروع به نواختن نی کرد و در سن سیزده سالگی به مکتب استاد نوایی رفت .(نوایی از شاگردان نایب اسداله است و دیگر شاگرد نوایی , یاوری می باشد که او هم اصفهانی است). کسایی در محضر استاد صبا به نواختن ردیفها پرداخت و با هنر مندانی چون خالقی , مشیر همایون و محجوبی نیز می نواخته است.وی کنسرتهایی نیز با ادیب خوانساری و اجراهایی با تاج اصفهانی داشته است.کسایی نی را در حد عالی می نوازد و هنوز نوازندهای به قدرت او دیده نشده است. ایشان هم اکنون در اصفهان به سر میبرند.
استاد حسن ناهید
استاد حسن ناهید متولد سال ۱۳۲۲ می باشد. وی از سال ۱۳۳۲ یعنی وقتیکه ۱۰ ساله بود آموختن نی را آغاز نمود. همکاری وی در برنامهء گلها در سال ۱۳۳۹ و بوسیلهء مرحوم روح الله خالقی آغاز گردید. در سال ۱۳۴۷ فعالیت خود را در ارکستر ملی تلویزیون ایران آغاز کرد. پیش از این نیز حسن ناهید در ارکستر های گوناگونی بوده و تقریبا ۳۰ سال از عمر خود را در خدمت استاد فرامرز پایور بوده است. حسن ناهید هم اکنون مشغول تدریس نی می باشد.
استاد محمد موسوی
می توان گفت که دلیل اصلی سوق یافتن محمد موسوی به سمت و سوی ساز « نی » ، تحت تاثیر
قرارگرفتن صدای ساز استاد « حسن کسایی » بوده است. محمد موسوی در ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۵ در شهر اهواز ديده به جهان گشود او از کودکی شيفته موسيقی بود و در هر جا و هر مکانی صدای سازی را می شنيد با دقت فراوان به آن صدا گوش می داد .
در سن ۸ سالگی پدرش که علاقه شديد او به موسيقی را ديده بود با تهيه ساز ويولون او را نزد استادی به نام شباهنگ سپرده و مدت چهار سال به تحصيل ساز ويولون می پردازد.
محمد موسوی وقتی صدای نی استاد حسن کسايی را از راديو شنيد شديدا تحت تاثير اين ساز قرار گرفته و ويولون را رها نموده و با تهيه يک نی به نزد استاد حسن کسايی می رود .
موسوی در سال ۱۳۴۶ توسط مرحوم عبادی به راديو راه يافت و همکاری خود را با ارکستر گلها آغاز نمود و سپس با ارکستر های مجلسی و سنفونی تهران همکاری نمود.
پس از مدتی شادروان مرتضی خان حنانه او را به تلوزيون دعوت و مدتها با او همکاری نمود و در سال ۱۳۵۰به مرکز موسيقی ايران توسط آقای دکتر صفوت دعوت به همکاری می شود و هم اکنون در آنجا مشغول تدريس نی می باشد .

اسكندر ابراهيمي زنجاني كه بعدها نام مستعار و هنريش نريمان تبديل يافت در مشهد به تاريخ بيستم اسفند ماه 1314 متولد گشت . پدرش كه مردي هنرمند و اهل ذوق بود و خود سه تار و تار و ني را به خوبي مي نواخت از همان دوران طفوليت پسر را زير نظر و تربيت خود گرفته و وي را با رديف ها و گوشه هاي موسيقي ايراني آشنا و نواختن سه تار را به او مي آموزد وي از سن 18 سالگي روي به نواختن عود آورد به طوري كه در سال 1322 كه بيش از هشت بهار از سنش نگذشته بود از طرف اداره انتشارات و راديو مشهد دعوت به همكاري مي شود و اين دعوت را مي پذيرد و حدود 16 سال همكاريش باراديو مشهد ادامه مي يابد و آخرين سمتش در آن اداره مسئول شوراي موسيقي آن استان بود ، سپس به شيراز منتقل و مسئول شوراي موسيقي راديو شيراز مي گردد و پس از 4 سال همكاري با اين راديو به تهران مي آيد و در راديو ايران به عنوان تكنواز عود به همكاري و اجراي برنامه مي كند . خود نريمان مي گويد : (( در عود استادي نداشتم ،فقط از راه گوش به راديو هاي كشورهاي همسايه استفاده بردم و به محمد عبدالوهاب خواننده و نوازنده بزرگ مصري به راديو قاهره نامه نوشتم و درباره كوك و بعضي مسائل اين ساز از وي سئولاتي كردم و مسائلي را مطرح نمودم ؛ پس از چندي عبدالوهاب در جواب نامه من نوشت كه كوك عود هماني است كه خود شما انجام داده ايد و خلاصه كل نظريات مرا تائيد كرد )).
نواختن عود نريمان در كشورهاي همسايه طرفداران فراوان دارد به طوريكه چندي قبل منير بشير ، يكي از نوازندگان بزرگ عود موسيقي عرب است براي ديدن نريمان به ايران آمد و درباره اين ساز ايراني گفت و شنودي بين آنها مي شود و طرز نواختن صحيح آن را با هم در ميان مي گذارند . منصور نريمان همكاري خود را در برنامه گلها همراه با خوانندگاني چون : محمودي خوانساري ، اكبرگلپايگاني ، حسين قوامي ، محمد رضا شجريان ، ايرج ، نادر گلچين و غيره شروع و در تلويزيون در برنامه جالبي به نام (( بشنو از ني )) كه به سرپرستي و تهيه كنندگي دوست اديب و فاضلم ، بهمن بوستان با همكاري آقايان : اصغر بهاري ، مجيد نجاحي ، رضا شفيعيان ، عباس زندي ، محمد موسوي ، امير ناصر افتتاح و فرهمند بافي اجرا مي نمود و هفته يي يكبار به مدت يك ربع همراه با ضرب جهانگير ملك در تلويزيون برنامه اجرا مي كرد و در تكنوازي راديو ، همراه با آقايان علي بهاري ، مهندس همايون خرم ، اسداله ملك ، حبيب اله بديعي ، پرويز ياحقي ، كامران داروغه ، منصور صارمي ، جواد معروفي ، مجيد نجاحي ، سياوش زندگاني ، رضاورزنده ، محمد موسوي ، عماد رام ، جهانگير ملك و امير ناصر افتتاح شركت داشته و در برنامه سنگين و خوبي كه در فرستنده F.M) ) به رهبري مهندس همايون خرم اجرا مي شد تكنواز عود آن برنامه بود .
منصور نريمان علاقه فراواني به عود كه در واقع همان بربط است و از ايران به ساير كشور هاي جهان به خصوص ممالك عرب رفته و يك ساز ايراني است دارد و كوشش فراوان نمود تا از اين ساز و نواختن آن را احياء كند و آن را به صورت تكنوازي در آورد و شاگردان خوبي در اين راه نيز تربيت كرد كه مي توان از آقايان : حسين بهروزي نيا ، محمد فيروزي و ... نام برد . منصور نريمان مي گويد : (( در كلاس اول دبيرستان بودم كه در نواختن دستگاهها و گوشه هاي موسيقي تا اندازه اي آشنايي پيدا كرده بودم ولي از نت بي اطلاع بودم و در مشهد هم در آن زمان كسي نبود كه به من كمك كند و آموختن نت را بياموزد ، لذا نامه هايي به هنرستان عالي موسيقي به استاد خالقي نوشتم و مشكل خود را با ايشان در ميان نهادم و نوشتم كه چون در تهران غريب هستم و كسي را ندارم كه نزد آنان بروم ؛ استاد خالقي كه در آن زمان رئيس هنرستان بودند در جواب نوشتند (( پسرم ، شما هم مانند فرزندان خود من هستيد مي توانيد بياييد در منزل من بمانيد و به فرا گرفتن نت در هنرستان همت گماريد )). ولي پدرم نپذيرفت و من در نامه هايي كه بعدا براي اين استاد بزرگوار فرستادم ، پس از تشكر فراوان از لطفف آن مرد هنرمند و هنر دوست ، خواستار گرديدم كه از طريق مكاتبه نت را به من بياموزد و استاد هم يك قطعه از عكس امضاء شده خود و دو جلد كتاب از دوره اول و دوم تاليف آقايان : موسي معروفي و نصرالله زرين پنجه را كه با رعايت كامل نظريات استاد علينقي وزيري چاپ شده بود برايم فرستادند كه هنوز آن ها را دارم و برايم بسيار عزيز مي باشند و تا عمر دارم مديون اين استاد بي نظير و عاليقدر خواهم بود )) .
منصور نريمان كنسرت هاي فراواني جهت موسسات فرهنگي ، هنري و عام المنفعه اجرا كرده كه بيشتر در بيمارستان ريوي شيراز بوده و بسياري از هزينه هاي متفرقه آن را خودش متقبل مي شده ، وي جهت شناساندن هر چه بيشتر موسيقي اصيل ايران و ساز عود كه يكي از باستاني ترين سازهاي ايراني است ، مسافرت هاي متعددي همراه با آقايان : مهندس همايون خرم ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، فرهنگ شريف ، علي اصغر بهاري، محمود خوانساري ، ايرج ، جهانگير ملك به كشور هاي:آلمان انگلستان ، ايتاليا ، تركيه ، ژاپن نموده و آهنگ هاي بسياري ساخت كه اولين آن (( لالا يي)) نام داشت و براي دخترش ساخت كه آخر هر برنامه قصه هاي شب راديو پخش مي گرديد . منصور نريمان سال ها قبل بنا به دعوت آقاي علي رهبري و وزارت فرهنگ و هنر سابق ، در هنرستان عالي موسيقي ملي و دانشكده موسيقي به سمت استاد عود تدريس و همكاريش تا پايان سال 1358 ادامه داشت . وي علاوه بر آشنايي با نواختن تار و سه تار ، از خطي خوش و زيبا و نقاشي و نت نويسي بهره كافي نيز دارد ، وي در سال 1336 با خانمي از بستگان نزديكش كه اهل مشهد بود ازدواج نمود و ثمره ازدواج وي يك پسر و سه دختر مي باشند كه خانم سهيلا ابراهيمي فارغ التحصيل هنرستان عالي موسيقي و دانشكده موسيقي تهران مي باشند و مدت 5 سال در اركستر سازهاي ملي ساز (( قانون )) مي نواخت و خانم سوسن ابراهيمي كه ايشان نيز فارغ التحصيل هنرستان عالي موسيقي بوده و در حال حاضر براي تكميل تحصيلات در آلمان به سر مي برد و خانم سميرا ابراهيمي كه از شاگردان خانم افليا پرتو مي باشد و با پيانو و نحوه نواختن آن آشنايي كامل دارد و ديگر پسري به نام حميد رضا ابراهيمي كه از موسيقي اطلاعي ندارد ولي به آن علاقه يي بسيار دارد .
یاد ایّام را می توان به جرات یکی از زیباترین و ماهرانه ترین آلبومهای استاد محمد رضا شجریان از حدود ۳۰ آلبوم ایشان دانست. یادایام را خیلی ها دوست دارند. حتی استاد محمد رضا شجریان نیز این آلبوم را بسیار دوست دارد و به گفتهء خود آن را بهترین آلبوم خود می داند. در متن زیر مختصری به عوامل آلبوم یادایام و اشعار آن می پردازیم.
------------------------------------------------------------------------
یاد ایام - کنسرت ۱۳۷۱ - شهریور - آمریکا - دستگاه شور.
داریوش پیرنیاکان: تار
جمشیدعندلیبی : نی
همایون شجریان: تنبک
------------------------------------------------------------------------

ســلســله مــوی دوســت حــلقـــه دام بلاســت
هر که در این حلقه نیست فارغ ار این ماجراست
دل شــده ی پایــبــنــد گــردن جــــان در کــمــنــد
زهــره گـفــتار نــه کـاین چــه سبب وان چراست؟
گــر بــزنــنــدم بــه تــیــغ در نــظــرش بـــی دریــغ
دیدن او یک نظر صد چو مــنــش خــون بــهـاست
گــــر بــرود جــان مــا در طــلــب وصــــل دوســـت
حیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماست
گــــر بـــنــوازی به لــطف ور بــگــــــدازی به قــهـر
حکم تو بر من رواســت زجــر تو بر مــن رواســت

یاد ایامی که در گلشن فــــــــــغانی داشــتم
در مـــیان لاله و گل ، آشــــــــــیانی داشــتم
گرد آن شــمع طرب می سوخــــــتم پـروانه وار
پای آن ســــرو روان ، اشــــــک روانی داشــتم
آتشم برجان ولی از شـکوه لب خـــاموش بــود
عشـق را از اشــــک حسرت ترجمانی داشــتم
چون سرشک از شوق بودم خاک بوس در گهی
چون غـــــبار از شکر ، سر بر آستا نــی داشتم
درخــزان با ســـرو و نسرینم ، بــهــاری تــازه بود
در زمــیــن با مــاه و پــروین ، آسمانی داشـتــم
درد بی عــشــقی زجانم برده طاقت، ورنــه مـن
داشــــتــــم آرام ، تــــا آرام جــــا نــــی داشــتم
بــلبــل طبــعم رهی باشد زتنهایی خــــــمــوش
نــغمــه ها بــودی مرا ، تا هــمــــزبــانی داشــــت

بقربون خم زلف سیاهت آی بقربون خم زلف سیاهت
صــــــــدای عــــــــارض مــــــــاننــــــــر مــــــــاهـــــــــت
بــــــــــــــــردی دیــــــــن فــــــــائز را به غـــــــــــــــــارت
و شــــــــاهی خــــــــیل مــــــــزگان راســــــــپاهـــــت
خــــــــودم ایــــــــنجا دلــــــــم در پیــــــــــــــــش دلـبر.
خــــــــدایا این ســـــــفر کی میــــــــرود کی میرود سر
خدایا کن سفر اسون به فائز که بیند بار دیگر روی دلبر
تــــــــو دوری از بــــــــرم دل در بــــــــرم نیــــــــســـــــت
هــــــــوای دیــــــــگــــــــری هــــــــم در ســـــرم نیست
به جان دلبروم.به جان دلــــــــبروم که زهـــــــر دو عالم
تمــــــــنــــــــای دیگر جز دلــــــــبــــــــرم نــــــــیســــــت

دوش میآمد و رخســــاره برافــــروخته بود
تا کـــجا باز دل غــــمزدهای سوخــــته بــــود
رسم عاشق کشی و شیوه شــهرآشوبی
جامهای بود که بر قامــــــــت او دوخـــته بود
جان عشــاق سپند رخ خــــود میدانست
و آتــــش چــهره بدین کار برافــــروخـــته بود
گر چه میگفت که زارت بکشـم میدیدم
که نــهانــــش نظری با من دلــــسوخته بود
کفر زلفش ره دین میزد و آن سـنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخـته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کــــرد و که انــــدوختــه بود
یار مفروش به دنیا که بســـــی سود نکرد
آن که یوســـف به زر ناسره بفروخــــته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز کــــه آموخته بود

بـــــه مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بــیا کز چشم بیمارت هـــــزاران درد برچـــــینم
الا ای همنشین دل کـــــه یارانت برفـــت از یاد
مرا روزی مـــباد آن دم که بی یاد تو بنشیـــــنم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شـیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چـــــون گــل
بیار ای باد شبگیری نســـــیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شـــــاهد و ســـــــاقی
که سلطانی عالم را طفیل عشـــــــــق میبینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوســـــت بگزینم
صـــــباح الخـیر زد بلـــــبل کجایی ساقیا برخـــیز
که غوغا میکــند در سر خیال خواب دوشـــــینم
شب رحلت هم از بـــــستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جـــــان دادن تو باشــــی شمع بالینم
حدیـــث آرزومندی که در این نامه ثبت افــــــــــتاد
هـمانا بـــــیغلط باشد که حـــــافظ داد تلقـــــینم
------------------------------------------------------------------------

